بیدل دهلوی

بنیاد اظهار بر رنگ چیدیم

خود را به هر رنگ کردیم رسوا

در پرده پختیم سودای خامی

چندان که خندید آیینه بر ما

بیدل دهلوی

زه دامن تو که میکشد ، که در این رباط درآ

هوس تو نیک و بد تو شد ، نفس تو دام و دد تو شد /