ابوحامد محمد غزالی
امام محمد غزالی فرزند محمد (۴۵۰ — ۵۰۵ ه‍ ق) فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگ‌ترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. نام کامل وی : ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ، ملقب به حجة الاسلام زین الدین الطوسی ، است. او در غرب بیشتر با نامهای Al-Ghazali و Algazel شناخته می‌شود. محتویات
 [نهفتن]  ۱ زندگی ۲ امام محمد غزالی در آستانهٔ شیخ الحرمین ۳ در بارگاه وزیر اعظم نظام الملک ۴ سفر امام غزالی به شامات ۵ بازگشت به نیشابور ۶ درگذشت ۷ فلسفه غزالی ۸ تألیفات محمد غزالی ۹ منابع ۱۰ پیوند به بیرون زندگی محمد غزالی به سال ۴۵۰ هجری قمری در توس از اعمال خراسان دیده به جهان گشود. در دوران کودکی در زادگاهش تعلیمات خود را فرا گرفت. پدرش مردی از صالحان زمان خود بود که از رشتن پشم، گذران زندگی می‌کرد. آنچه میرشت در دکانی در بازار پشم فروشان می‌فروخت و بدین سبب او را غزالی می‌گفتند. پدر محمد غزالی اهل ورع و تقوی بود و غالبا در مجالس فقیهان حضور می‌یافت. دو پسر داشت: محمد و احمد. این دو هنوز خردسال بودند که او از جهان رخت بربست. طبق وصیت وی، پسرانش را به یکی از دوستانش که ابوحامد احمد بن محمد الراذکانی نام داشت و صوفی مسلک بود سپردند. آن مرد نیز به وصیت عمل کرد تا آنگاه که میراث پدر به پایان رسید. روزی به آنها گفت: «هر چه از پدر برای شما مانده در وجه شما بکار بردم. من مردی فقیر هستم و از دارایی بی نصیب، اکنون باید برای تحصیل فقه به مدرسه‌ای بروید تا با آنچه به عنوان ماهیانه می‌گیرید، نانی بدست آورید که مرا سخت کیسه تهی است». محمد و برادرش احمد ناگزیر به یکی از مدارس طلاب در نیشابور رفتند و به تحصیل ادامه دادند. ابوحامد محمد غزالی بی اندازه باهوش و تند ذهن بود. علوم دینی و ادبی را نزد احمد الراذکانی فراگرفت و سپس مدتی در یکی از مدارس طوس به تحصیل پرداخت. آنگاه به گرگان نزد ابونصر اسماعیل رفت. بعد از مدتی دوباره به زادگاه خود، طوس برگشت و مدت سه سال در طوس به مطالعه و تکرار دروس پرداخت. امام محمد غزالی در آستانهٔ شیخ الحرمین غزالی در سال ۴۷۰ هجری قمری به نیشابور رفت و در آنجا با امام الحرمین ابی المعالی الجوینی آشنا شد وتا وفاتش که در سال ۴۷۸ هجری قمری بود، ملازمش بود. تحصیلات غزالی تنها فقه نبود، او در علم اختلاف مذاهب، جدل، منطق و فلسفه هم دانش اندوخت تا آنجا که بر همه اقران خود تفوق یافت. در میان چند تن شاگردان ابوالمعالی جوینی که همگی از علماء و فضلای آن دوره بودند بر همه تقدم یافت و امام الحرمین بداشتن چنین شاگردی بخود میبالید. در بارگاه وزیر اعظم نظام الملک بعد از وفات استادش الجوینی، اما محمد غزالی به قصد دیدار خواجه نظام‌الملک طوسی، وزیر سلطان ملکشاه سلجوقی پسر آلب ارسلان از نیشابور بیرون آمد. وی وزیر، نظام الملک را در لشکرگاهش ملاقات نمود. نظام الملک را از غزالی که هم شهریش نیز بود خوش آمد، اکرامش کرد و بر دیگرانش مقدم داشت و غزالی مدت شش ماه در کنف حمایت او زیست. سپس او را به تدریس در نظامیه بغداد و توجه به امور آن مأمور کرد. غزالی در سال ۴۸۳ هجری وارد بغداد شد و با موفقیت زیاد به کار پرداخت و سخت مورد توجه و اقبال دانش پژوهان گردید. حلقه درس او هر روز گسترش بیشتر یافت و فتواهای شرعی او مشهورتر شد. تا آنجا که صیت اشتهارش دور و نزدیک را بگرفت. محمد غزالی در بغداد در ضمن تدریس به تفکر و تألیف در فقه و کلام و رد بر فرقه‌های گوناگون چون باطنیه، اسماعیلیه و فلاسفه نیز مشغول بود. در این مرحله از نخستین مرحله‌های حیاتش بود که در معتقدات دینی و همه معارف حسی و عقلی خود به شک افتاد. ولی این شک بیش از دوماه بطول نینجامید و پس از آن به تحقیق در فرقه‌های گوناگون پرداخت و در علم کلام استادی یافت و در آن علم صاحب تألیف و تصنیف شد. آنگاه به تحصیل فلسفه همت گماشت، ولی بدون آنکه از استادی استعانت جوید، خود به مطالعه کتابها فلسفی پرداخت. غزالی وقت‌های فراغت از تصنیف و تدریس علوم شرعی را به مطالعه کتابهای فلسفی اختصاص داده بود و این کار سه سال مدت گرفت. چون از فلسفه فراغت یافت به مطالعه کتابهای تعلیمیه و اطلاع از دقایق مذهب ایشان اشتغال جست. در این مرحله از عمر بود که به تألیف مقاصد الفلاسفه و تهافت الفلاسفه و المستهظرین که همان کتاب «فضایح الباطنیه و فضائل المستظهریه» باشد و برخی کتابهای فقهی و کلامی دیگر توفیق یافت. سفر امام غزالی به شامات امام ابی حامد محمد الغزالی در سال ۴۸۸ هجری از خراسان راهی شام شد و در آنجا نزدیک به دو سال بماند، که هیچ کار جز عزلت و خلوت و ریاضت و مجاهدت نداشت. مدتی در مسجد دمشق اعتکاف نمود. سپس از شام به بیت المقدس رفت و هر روز به مسجد قبه الصخره می‌رفت و خویش را در آنجا محبوس می‌داشت و گاه به آب و جارو کردن مسجد و خدمتگذاری زائران می‌پرداخت. تا اینکه داعیه حج در او پدید آمد و به حجاز رفت.بر سر راه حجاز در الخلیل، چنانکه خود در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده‌است، بر سر تربت ابراهیم خلیل با خدا عهد کرد که دو کار را دیگر هرگز نکند، از پادشاهان صله نگیرد و وارد مجادلات کلامی با دیگر متکلمان نگردد. سپس شوق دیدار و درخواستهای کودکان به وطن کشیدش و با آنکه نمی‌خواست بدانجا بازگردد عزم توس (طوس) کرد. ولی در طوس نیز خلوت گزید و تا دل را تصفیه کند به ذکر پرداخت. حادثه‌های زمان و مهم‌های عیال و ضررهای معاش از مقصد بازش می‌داشت و آرامش خاطر او رابرهم می‌زد. این حال ده سال بطول انجامید، و غزالی در این مدت مشهورترین کتابهای خود و به ویژه احیاء علوم الدین را تألیف کرد. بازگشت به نیشابور ابی حامد الغزالی در سال ۴۹۹ هجری قمری از عزلت بیرون آمد و قصد نیشابور کرد. در نظامیه این شهر به تدریس مشغول شد. علت بازگشت او به نیشابور و تدریس در نظامیه، با آنکه در بغداد از تدریس اعراض کرده بود و از این ماجرا ده سال میگذشت، فرمان پادشاه بود، زیرا این اصرار به قدری شدید شده بود که اگر استنکاف می‌ورزید، بیم جان خویش داشت. اما پادشاهی که غزالی را فرا خوانده بود، محمد برادر برکیارق سلجوقی بود که در سال ۴۹۸ هجری به پادشاهی رسیده بود و شاید از عوامل بازگشت به نظامیه نیشابور، فخرالملک وزیر، پسر نظام الملک طوسی بود که در بغداد غزالی را به تدریس واداشته بود. توقف غزالی در نیشابور بیش از دو سال به طول نینجامید، که بار دیگر تدریس را ترک گفت و در طوس عزلت گزید. در خانهٔ خود را به روی آشنا و بیگانه فروبست و با اینکه سلطان سنجر او را به تدریس خواند، غزالی از رفتن سرباز زد و عذر خواست و همچنان در خانهٔ خود منزوی ماند، تا اینکه بعد از دو سال بدرود حیات گفت. تابوت احتمالی غزالی حجة الاسلام امام ابی حامد محمد الغزالی در روز دو شنبه ۳ دی ۴۹۰ شمسی، ۱۴ جمادی الاخر سال ۵۰۵ هجری قمری، و در سن ۵۵ سالگی در شهر توس (طوس) بدرود زندگی گفت و در طابران طوس بخاک سپرده شد. فلسفه غزالی [ویرایش] غزالی از جمله افرادی بود که به دوری مسلمین از تعقل و خردگرایی و نفی فلسفه تاثیر زیادی گذاشت. وی علی رغم اینکه ماهیت فلسفه را دچار مشکل نمی‌دانست، اما پرداخت به آن را مایهٔ ضعف ایمان مسلمانان دانست. کتاب مشهور تهافت الفلاسفه که شاید مهمترین نقد و رد آرای ارسطویی مشربان در تاریخ فلسفه باشد را غزالی به شیوه‌ای فلسفی و نقادانه نگاشت. اسلوب و شیوه منطقی ای که غزالی در نگارش آن کتاب بکار برد امروز فلسفه نقادی نامیده می‌شود. ایرادهایی که غزالی بر مشائیان وارد نموده‌است ذاتاً فلسفی هستند و بعدها در فلسفه مغرب زمین همگی از سوی فیلسوفان بزرگی چون دکارت، هیوم و کانت به شرح و تفصیل بسیار طرح شده‌اند. نفی علیت، اعتباری بودن اخلاق، حمله به استقراء، عدم اعتماد به یافته‌های حسی، حجیت عقل و... که غزالی در این کتاب آنها را به شیوه‌ای منطقی و عقلی طرح نموده، همگی مسائلی فلسفی محسوب می‌شوند که در قرون جدید خود مایه وانگیزه پدیدآمدن مکتبهای جدید فلسفی شده‌اند. تألیفات محمد غزالی [ویرایش] در میان متفکران اسلامی، هیچ یک به اندازه ابی حامد محمد الغزالی تألیف و تصنیف نکرده‌است. گویند تألیف‌هایش را شمار کردند و بر روزهای عمرش تقسیم نمودند، هر روز چهار جزوه شد و تردیدی در آن نیست که بسیاری از این آثار که اسامی بیشتر آنها در تاریخ نهضتهای فکری اسلامی از رودکی تا سهروردی آمده‌است، منسوب به اوست. می‌گویند تعداد کتابهایی که در طول زمان به وی نسبت داده‌اند شش برابر رقمی است که خود وی دو سال پیش از مرگش در نامه‌ای به سنجر یاد آور شده‌است: «بدان که این داعی در علوم دینی هفتاد کتاب کرد...» و همین موضوع کار پژوهش را بر اهل تحقیق تا حدی دشوار نموده‌است. از جمله خاورشناسان و دانشمندانی که در مورد تالیفات غزالی تحقیق کرده‌اند می‌توان گشه، مک دونالد، گلدزیهر، لویی ماسینیون، اسین پلاسیسوس، مونتگمری وات، موریس بوژیر، میشل آلار، و عبدالرحمن بدوی را نام برد. خصوصاً دکتر عبدالرحمن بدوی دانشمند مصری، با یاری گرفتن از مجموعه تالیفات خاورشناسان قبل از خود، کتاب نفیس مؤلفات الغزالی را به نگارش در آورده که در سال ۱۹۶۰ چاپ شده‌است. در این کتاب از ۴۵۷ کتاب اصلی و منسوب یاد شده به مؤلف، ۷۲ تای آنها را بی تردید متعلق به غزالی دانسته و در صحت بقیه تردید نموده‌است. این ۷۲ کتاب یا رساله را بدوی به ترتیب تاریخی در پنج مرحله تنظیم نموده که به شرح زیر می‌باشد: الف- آثار سالهای دانش اندوزی غزالی، از سال ۴۶۵ تا ۴۸۷ هجری: التعلیقه فی فروع المذهب المنخول فی الاصول ب-آثار نخستین دوران درس و بحث البسیط فی الفروع الوسیط الوجیز خلاصةالمختصر و نقاوةالمعتصر المنتحل فی علم الجدل مآخذ الخلاف لباب النظر تحصیل المآخذ فی علم الخلاف المبادی و الغایات شفاء الغلیل فی القیاس و التعلیل فتاوی الغزالی فتوی (فی شأن یزید) غایةالغور فی درایةالدور مقاصد الفلاسفه در (فلسفه) تهافت الفلاسفه در (کلام) معیار العلم فی فن المنطق در (منطق) معیار العقول محک النظر فی المنطق در (منطق) میزان العمل در (منطق) المستظهری فی الرد علی الباطنیه در (کلام) حجةالحق در (کلام) قواصد الباطنیه الاقتصاد فی الاعتقاد در (کلام) قوائد العقائد در (کلام) الرسالةالقدسیة فی قواعد العقلیة در (کلام) المعارف العقلیة و لباب الحکمةالاهیة ج- آثار دوران خلوت نشینی و مردم گریزی غزالی از سال ۴۸۸ تا ۴۹۹ هجری احیاء علوم الدین در (تصوف) کتاب فی مسأله کل مجتهد مصیب جواب الغزالی عن دعوة مؤید المک له جواب مفصل الخلاف جواب المسائل الربع التی سألها الباطنیه بهمدان من ابی حامد الغزالی المقصد الأسنی فی شرح الأسماءالحسنی رسالة فی رجوع اسماءالله الی ذات واحدة علی رأی المعتزله و الفلاسفه بدایةالهدایة در (اخلاق) کتاب الوجیز فی الفقه جواهر القرآن کتاب الاربعین فی اصول الدین در (اخلاق). کتاب المضنون به علی غیر اهله المضنون به علی اهله کتاب الدرج المرقوم بالجداول القسطاس المستقیم فیصل التفرقة بین الاسلام و الزندقة القانون الکلی فی التأویل کیمیای سعادت در (تصوف) به فارسی. ایها الولد اسرار معاملات الدین زاد آخرت به فارسی رسالة الی ابی الفتح احمدبن سلامة الرسالةاللدینیه رسالة الی بعض اهل عصره مشکاةالانوار در (تصوف). تفسیر یاقوت التأویل الکشف و التبیین تلبیس ابلیس د- بازگشت به سوی مردم و دومین دوران درس و بحث از سال ۴۹۹ تا ۵۰۳ هجری المنقذ من الضلال کتاب فی السحر.الخواص الکیمیاء غور الدور فی المسألة السریجیة تهذیب الاصول کتاب حقیقة القولین کتاب اساس القیاس کتاب حقیقة القرآن المستصفی من علم الاصول در (فقه) الاملاء علی مشکل الاحیاء ه- آخرین سالهای زندگی ۵۰۳ تا ۵۰۵ هجری الاستدراج الدرةالفاخره فی کشف العلوم الآخرة سر العالمین و کشف ما فی الدارین نصیحت الملوک در (تصوف) به فارسی جواب مسائل سئل عنها فی نصوص اشکلت علی المسائل رسالة الاقطاب منهاج العابدین در (تصوف) الجام العوام من علم الکلام در (تصوف) سایر کتابها، که یا در صحت انتساب آن تردید وجود دارد و یا با نامهایی متفاوت از کتب فوق خوانده شده‌است. ·           معراج السالکین در (تصوف). الادب فی الدین القواعد العشره الرسالةالوعظیه رسالةالطیر روضةالطالبین در (تصوف) عجائب المخلوقات و اسرارالکائنات. این کتاب به «الحکمة فی مخلوقات الله» نیز معروف است. منابع [ویرایش] الغزالی، ابی حامد، محمد بن محمد الطوسی. (احیاء علوم الدین) جلد یکم، دار المعرفة للطباعة والنشر، بیروت چاپ سال ۱۹۴۵ میلادی به (عربی). دکتر:القبانی، الشیخ محمد، رشید، (مکاشفة القلوب، المقرب الی حضرة علام الغیوب) دار احیار العلوم: بیرت، چاب دهم، انتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی). الأنصاری، محمد، ابن منظور، (لسان العرب) ، جلد هیجدهم، دار احیار التراث العربی للنشر: بیرت، چاب سوم، انتشار سال ۱۹۸۸۷ میلادی به (عربی). خدیو جم، حسین. مقدمه کتاب کیمیای سعادت، نوشته امام محمد غزالی طوسی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دهم، ۱۳۸۲. دکتر: زرین کوب، عبدالحسین. «فرار از مدرسه»درباره زندگی و اندیشه امام محمد غزالی، انتشارات امیرکبیر، چاپ سال ۱۳۸۵. دکتر: سروش، عبدالکریم. «قصه ارباب معرفت». انتشارات صراط، چاپ ۱۳۷۵ همنشین بهار: محمد غزالی و المنقذ من الضلال (شک و شناخت) میان محمد شریف، نصرالله پورجوادی، «تاریخ فلسفه در اسلام». پیوند به بیرون [ویرایش] تارگاه غزالی مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به ابوحامد محمد غزالی در ویکی‌گفتاورد موجود است.   در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ابوحامد محمد غزالی موجود است.   [نمایش] ن • ب • و بزرگان جهان اسلام در سده‌های یکم تا هشتم هجری     ابن اثیر • ابو کمیل • ابونواس • بتانی • وقیدی • ابوالوفای بوزجانی • معری • بغدادی • بیرونی • تقی‌الدین • الحازن • کاشانی • ابراهیم ادهم • کندی • ابن رشد • ابن‌سینا • ادریسی • ابوسعید گرگانی • فرغانی • ابوالفرج • ابوالفدا • عباس ابن فرناس • مسعودی • مروزی • مقریظی • ابن مقفع • فخر رازی آملی • ابن ندیم • ابن خلدون • ابراهیم ابن صنعان • جابر ابن حیان • حسن الوزن • خاقانی • خیام نیشابوری  • خجندی • خوارزمی  • ابن البنا  • ابن فضلان • ابن نفیس • محمد فرزند عبدالله • شیخ یوسف سروستانی • ابوسعید ابوالخیر • علی قوشچی • صوفی • عطار نیشابوری • ابن بطوطه • ابن رومی • مویدفی‌الدین شیرازی • حاجی بکتاش والی • حلاج • زکریا رازی • قاضی‌زاده رومی • نصیرالدین طوسی • اقلیدسی • سعدی • سنان • جریر طبری آملی • فارابی • بیضاوی • غزالی • نظامی • ابن حزم • ابن عربی • مولوی • ابن تیمیه • حافظ • تفتازانی   [نمایش] ن • ب • و اهالی نیشابور       دانشمندان ابوالحسن عامری • ثعالبی • عمر خَیّام نیشابوری • احمد بن عماد الدین • ایرانشهری • ابن ابی صادق • ابن ابی البرکات • ابن فندق • حسین صادقی • حسین لطف‌آبادی • فریدون جنیدی     فیلسوفان و صوفیان یحیی ابن معاذ • ابوحمزه خراسانی • ابو حفص حداد • ابوعثمان حیری • حمدون قصار • ایرانشهری • احمد حرب • ابوعثمان مغربی • ابوسعید ابوالخیر • مرتعش • عبدالرحمن سلمی • غزالی • محمد عطار • ابوعلی دقاق • حاجی بکتاش ولی •     دانشمندان علوم اسلامی سده اول تا هشت ه. ق مسلم بن حجاج قشیری • فضل بن شاذان ازدی • ابن راهویه • ابن خزیمه • ابراهیم بن عبده • حافظ نسایی • ذهلی • ابن فورک • الحاکم • ابوسعد نیشابوری • ابن منذر • ابن مهران • ابن منازل • عبدالکریم بن هوازن قشیری • امام موفق نیشابوری • ابوالحسن واحدی • ابن همماه رامشی • ابوالفتوح رازی • ابو رشید • ابوالقاسم حسکانی • ابوبکر عتیق • امام الحرمین • ابن ابی الطیب • ثعلبی • شریف نیشابوری • لطف الله نیشابوری • الداعی احمد • محمد بن سرخ     معاصر ادیب نیشابوری • حسین وحید خراسانی • محمدتقی ادیب نیشابوری     شاعران، نویسندگانو هنرمندان سده اول تا هشتهجری قمری: خبازی نیشابوری • نصر بن منصور • ثعالبی • ابن درست • ابوالحسن باخرزی • ابوالفضل میکالی • ابوعبدالله جنیدی • ابوالقاسم باخرزی • ابوالفرج رونی • عبدالملک برهان • اشهری • ابن ابوسعید • علی بن احمد سیفی • ابوالفضل میدانی • محیی‌الدین بن محمد • رضی‌الدین نیشابوری • امیرمعزی • سراج‌الدین سگزی • صدرالدین محمد نظامی • محمد عطار • حسن متکلم •     سده نهم تا چهاردهم ه. ق میر مخدوم • محمد کاتبی • محمد بن یحیی سیبک • رهی • عبدی • شاه‌محمود • سلیم نیشابوری • امامقلی خاکی     معاصر: ادیب نیشابوری • ادیب ثانی • کمال‌الملک • تاج الواعظین • فرخ تمیمی • حیدر یغما • فریدون گرایلی • ژولیده نیشابوری • محمدرضا شفیعی کدکنی • امید مجد • محمد پروانه • هادی خورشاهیان • جواد محقق نیشابوری • حسین صادقی • عبدالرضا کاهانی • ابوالحسن داوودی • اسماعیل طائی • پرویز مشکاتیان • جلال مقدم • محمدرضا سرهنگی • محمد قاسم اخویان     مشاهیر مهاجر به هند نظیری • میرحامد حسین • سعادت علی خان • خلیل بیات • عبدالقادر فخری • ابن جلال • عبدالله برهان • مقیما • کریما • عظیما • قنبری نیشابوری • محمد مؤمن امین • نویدی • وقوعی •     چهره‌های سیاسی سده اول تا هشت ه. ق محمد المحروق • به‌آفرید • سندباد • طاهر ذوالیمینین • عبدالله بن طاهر • محمد خراسان • طلحه بن طاهر • طاهر بن عبدالله • الحاکم • قاضی صاعد • حسن بن محمد میکالی • سنباد • عمیدالملک کندری     سده نهم تا چهاردهمهجری قمری: سعادت علی خان • شیخ حسن جوری • بدیع     معاصر نورعلی شوشتری • اسماعیل شوشتری • حسین سبحانی‌نیا • حسین انصاری‌راد     زنان شطیطه • پسنده • راتبه • منجمه • فاطمه نیشابوری • عایشه بنت احمد صفار • جلیله • فاطمه دقاق • نوشین گنجی • آناهیتا نعمتی     پهلوانان و ورزشکاران یعقوب‌علی شورورزی • سعید خانی     دوره ساسانیانو مشاهیر غیر مسلمان: اسقف داوود • مزدک • کنارگ ابرشهر • شاهوی • به‌آفرید • سنباد   [نمایش] ن • ب • و مشاهیر خراسان       دانشمندان: ابومعشر • ابوالوفا • ابوزید بلخی • الفرغانی • قوشچی • ابن سینا • البیرجندی • بیرونی • حاسب مروزی • ابن حیّان • خازن • خازنی • خجندی • خوارزمی • نسوی • نصیرالدین طوسی • عمر خَیّام نیشابوری • شرف‌الدین طوسی     فیلسوفان: غزالی • ابن سینا • قشیری • فارابی • ناصرخسرو • شهرستانی • عامری • ملا هادی سبزواری     دانشمندان علوم اسلامی: ابوحنیفه • احمد بن حنبل • انصاری • البغوی • بیهقی • بخاری • غزالی • الحاکم نیشابوری • جوینی • مالک بن دینار • ماتریدی • مسلم بن حجاج نیشابوری  • نسایی • رازی • طوسی • تفتازانی • ترمذی • زمخشری • ملا هادی سبزواری     شاعران، نویسندگان و هنرمندان: ابوسعید ابوالخیر • عطار نیشابوری • ثعالبی  • بهزاد • دقیقی • فردوسی • جامی • رابعه بلخی • رودکی • جلال‌الدین محمد بلخی • سنایی     مورخان و چهره‌های سیاسی: ابوالفضل بیهقی • ابومسلم خراسانی • گردیزی • نوایی • جوینی • عوفی • بلعمی • گوهرشاد • ابن خردادبه • خالد بن برمک • نظام‌الملک • یحیی بن خالد • طاهر ذوالیمینین برگرفته از «http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=ابوحامد_محمد_غزالی&oldid=6563199» رده‌های صفحه: خودزندگی‌نامه‌نویسان درگذشتگان ۵۰۵ (قمری) زادگان ۱۰۵۸ (میلادی) درگذشتگان ۱۱۱۱ (میلادی) صوفیان اهل ایران اهالی توس اهالی مشهد فیلسوفان مسلمان فیلسوفان اهل ایران عالمان اهل تسنن زادگان ۴۵۰ (قمری) مدفونان در مشهد رهبران مذهبی اهل ایران رده‌های پنهان: موقعیت جغرافیایی شرقی موقعیت جغرافیایی نیمکره شمالی ابزارهای شخصی ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری گویش‌ها فضاهای نام بحث مقاله جستجو عملکردها بازدیدها نمایش تاریخچه ویرایش خواندن گشتن صفحهٔ اصلی رویدادهای کنونی تغییرات اخیر مقالهٔ تصادفی راهنما کمک مالی چاپ/برون‌بری ایجاد کتاب بارگیری به‌صورت PDF نسخهٔ قابل چاپ جعبه‌ابزار پیوندها به این صفحه تغییرات مرتبط صفحه‌های ویژه پیوند پایدار یادکرد پیوند این مقاله زبان‌های دیگر   این صفحه آخرین‌بار در ‏۲۲ آوریل ۲۰۱۲ ساعت ‏۱۳:۰۱ تغییر یافته‌است. همهٔ نوشته‌ها تحت مجوز در دسترس است؛ برای جزئیات بیشتر شرایط استفاده را بخوانید.ویکی‌پدیا® علامتی تجاری متعلق به سازمان ناسودبر بنیاد ویکی‌مدیا است. سیاست حفظ اسرار دربارهٔ ویکی‌پدیا تکذیب‌نامه‌ها نمای تلفن همراه  ابوحامد محمد غزالی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو امام محمد غزالی Imam_Ghazali.gif شناسنامه نام کامل ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی لقب حجة الاسلام زین الدین الطوسی حیطه فلسفه، کلام، فقه، تصوف زادروز ۴۵۰ هجری قمری زادگاه توس، ایران تاریخ مرگ ۳ دی ۴۹۰ (۱۴ جمادی الاخر ۵۰۵ هجری قمری) محل مرگ توس، ایران جایگاه خاکسپاری طابران توس، ایران‏۴۲٫۲۴″ ۳۰′ ۵۹°شرقی ‏۳۱٫۱۸″ ۲۹′ ۳۶°شمالی / ۵۹٫۵۱۱۷۳۳۳غرب ۳۶٫۴۹۱۹۹۴۴جنوب / -۵۹٫۵۱۱۷۳۳۳;-۳۶٫۴۹۱۹۹۴۴ دین اسلام مذهب تسنن استادان ابی المعالی الجوینی گردآوری‌ها و تالیف‌ها احیاء علوم الدین، کیمیای سعادت، نصیحت الملوک   امام محمد غزالی فرزند محمد (۴۵۰ — ۵۰۵ ه‍ ق) فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگ‌ترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. نام کامل وی : ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ، ملقب به حجة الاسلام زین الدین الطوسی ، است. او در غرب بیشتر با نامهای Al-Ghazali و Algazel شناخته می‌شود. محتویات  [نهفتن]  ۱ زندگی ۲ امام محمد غزالی در آستانهٔ شیخ الحرمین ۳ در بارگاه وزیر اعظم نظام الملک ۴ سفر امام غزالی به شامات ۵ بازگشت به نیشابور ۶ درگذشت ۷ فلسفه غزالی ۸ تألیفات محمد غزالی ۹ منابع ۱۰ پیوند به بیرون زندگی [ویرایش] محمد غزالی به سال ۴۵۰ هجری قمری در توس از اعمال خراسان دیده به جهان گشود. در دوران کودکی در زادگاهش تعلیمات خود را فرا گرفت. پدرش مردی از صالحان زمان خود بود که از رشتن پشم، گذران زندگی می‌کرد. آنچه میرشت در دکانی در بازار پشم فروشان می‌فروخت و بدین سبب او را غزالی می‌گفتند. پدر محمد غزالی اهل ورع و تقوی بود و غالبا در مجالس فقیهان حضور می‌یافت. دو پسر داشت: محمد و احمد. این دو هنوز خردسال بودند که او از جهان رخت بربست. طبق وصیت وی، پسرانش را به یکی از دوستانش که ابوحامد احمد بن محمد الراذکانی نام داشت و صوفی مسلک بود سپردند. آن مرد نیز به وصیت عمل کرد تا آنگاه که میراث پدر به پایان رسید. روزی به آنها گفت: «هر چه از پدر برای شما مانده در وجه شما بکار بردم. من مردی فقیر هستم و از دارایی بی نصیب، اکنون باید برای تحصیل فقه به مدرسه‌ای بروید تا با آنچه به عنوان ماهیانه می‌گیرید، نانی بدست آورید که مرا سخت کیسه تهی است». محمد و برادرش احمد ناگزیر به یکی از مدارس طلاب در نیشابور رفتند و به تحصیل ادامه دادند. ابوحامد محمد غزالی بی اندازه باهوش و تند ذهن بود. علوم دینی و ادبی را نزد احمد الراذکانی فراگرفت و سپس مدتی در یکی از مدارس طوس به تحصیل پرداخت. آنگاه به گرگان نزد ابونصر اسماعیل رفت. بعد از مدتی دوباره به زادگاه خود، طوس برگشت و مدت سه سال در طوس به مطالعه و تکرار دروس پرداخت. امام محمد غزالی در آستانهٔ شیخ الحرمین [ویرایش] غزالی در سال ۴۷۰ هجری قمری به نیشابور رفت و در آنجا با امام الحرمین ابی المعالی الجوینی آشنا شد وتا وفاتش که در سال ۴۷۸ هجری قمری بود، ملازمش بود. تحصیلات غزالی تنها فقه نبود، او در علم اختلاف مذاهب، جدل، منطق و فلسفه هم دانش اندوخت تا آنجا که بر همه اقران خود تفوق یافت. در میان چند تن شاگردان ابوالمعالی جوینی که همگی از علماء و فضلای آن دوره بودند بر همه تقدم یافت و امام الحرمین بداشتن چنین شاگردی بخود میبالید. در بارگاه وزیر اعظم نظام الملک [ویرایش] بعد از وفات استادش الجوینی، اما محمد غزالی به قصد دیدار خواجه نظام‌الملک طوسی، وزیر سلطان ملکشاه سلجوقی پسر آلب ارسلان از نیشابور بیرون آمد. وی وزیر، نظام الملک را در لشکرگاهش ملاقات نمود. نظام الملک را از غزالی که هم شهریش نیز بود خوش آمد، اکرامش کرد و بر دیگرانش مقدم داشت و غزالی مدت شش ماه در کنف حمایت او زیست. سپس او را به تدریس در نظامیه بغداد و توجه به امور آن مأمور کرد. غزالی در سال ۴۸۳ هجری وارد بغداد شد و با موفقیت زیاد به کار پرداخت و سخت مورد توجه و اقبال دانش پژوهان گردید. حلقه درس او هر روز گسترش بیشتر یافت و فتواهای شرعی او مشهورتر شد. تا آنجا که صیت اشتهارش دور و نزدیک را بگرفت. محمد غزالی در بغداد در ضمن تدریس به تفکر و تألیف در فقه و کلام و رد بر فرقه‌های گوناگون چون باطنیه، اسماعیلیه و فلاسفه نیز مشغول بود. در این مرحله از نخستین مرحله‌های حیاتش بود که در معتقدات دینی و همه معارف حسی و عقلی خود به شک افتاد. ولی این شک بیش از دوماه بطول نینجامید و پس از آن به تحقیق در فرقه‌های گوناگون پرداخت و در علم کلام استادی یافت و در آن علم صاحب تألیف و تصنیف شد. آنگاه به تحصیل فلسفه همت گماشت، ولی بدون آنکه از استادی استعانت جوید، خود به مطالعه کتابها فلسفی پرداخت. غزالی وقت‌های فراغت از تصنیف و تدریس علوم شرعی را به مطالعه کتابهای فلسفی اختصاص داده بود و این کار سه سال مدت گرفت. چون از فلسفه فراغت یافت به مطالعه کتابهای تعلیمیه و اطلاع از دقایق مذهب ایشان اشتغال جست. در این مرحله از عمر بود که به تألیف مقاصد الفلاسفه و تهافت الفلاسفه و المستهظرین که همان کتاب «فضایح الباطنیه و فضائل المستظهریه» باشد و برخی کتابهای فقهی و کلامی دیگر توفیق یافت. سفر امام غزالی به شامات [ویرایش] امام ابی حامد محمد الغزالی در سال ۴۸۸ هجری از خراسان راهی شام شد و در آنجا نزدیک به دو سال بماند، که هیچ کار جز عزلت و خلوت و ریاضت و مجاهدت نداشت. مدتی در مسجد دمشق اعتکاف نمود. سپس از شام به بیت المقدس رفت و هر روز به مسجد قبه الصخره می‌رفت و خویش را در آنجا محبوس می‌داشت و گاه به آب و جارو کردن مسجد و خدمتگذاری زائران می‌پرداخت. تا اینکه داعیه حج در او پدید آمد و به حجاز رفت.بر سر راه حجاز در الخلیل، چنانکه خود در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده‌است، بر سر تربت ابراهیم خلیل با خدا عهد کرد که دو کار را دیگر هرگز نکند، از پادشاهان صله نگیرد و وارد مجادلات کلامی با دیگر متکلمان نگردد. سپس شوق دیدار و درخواستهای کودکان به وطن کشیدش و با آنکه نمی‌خواست بدانجا بازگردد عزم توس (طوس) کرد. ولی در طوس نیز خلوت گزید و تا دل را تصفیه کند به ذکر پرداخت. حادثه‌های زمان و مهم‌های عیال و ضررهای معاش از مقصد بازش می‌داشت و آرامش خاطر او رابرهم می‌زد. این حال ده سال بطول انجامید، و غزالی در این مدت مشهورترین کتابهای خود و به ویژه احیاء علوم الدین را تألیف کرد. بازگشت به نیشابور [ویرایش] ابی حامد الغزالی در سال ۴۹۹ هجری قمری از عزلت بیرون آمد و قصد نیشابور کرد. در نظامیه این شهر به تدریس مشغول شد. علت بازگشت او به نیشابور و تدریس در نظامیه، با آنکه در بغداد از تدریس اعراض کرده بود و از این ماجرا ده سال میگذشت، فرمان پادشاه بود، زیرا این اصرار به قدری شدید شده بود که اگر استنکاف می‌ورزید، بیم جان خویش داشت. اما پادشاهی که غزالی را فرا خوانده بود، محمد برادر برکیارق سلجوقی بود که در سال ۴۹۸ هجری به پادشاهی رسیده بود و شاید از عوامل بازگشت به نظامیه نیشابور، فخرالملک وزیر، پسر نظام الملک طوسی بود که در بغداد غزالی را به تدریس واداشته بود. توقف غزالی در نیشابور بیش از دو سال به طول نینجامید، که بار دیگر تدریس را ترک گفت و در طوس عزلت گزید. در خانهٔ خود را به روی آشنا و بیگانه فروبست و با اینکه سلطان سنجر او را به تدریس خواند، غزالی از رفتن سرباز زد و عذر خواست و همچنان در خانهٔ خود منزوی ماند، تا اینکه بعد از دو سال بدرود حیات گفت. درگذشت [ویرایش] تابوت احتمالی غزالی حجة الاسلام امام ابی حامد محمد الغزالی در روز دو شنبه ۳ دی ۴۹۰ شمسی، ۱۴ جمادی الاخر سال ۵۰۵ هجری قمری، و در سن ۵۵ سالگی در شهر توس (طوس) بدرود زندگی گفت و در طابران طوس بخاک سپرده شد. فلسفه غزالی [ویرایش] غزالی از جمله افرادی بود که به دوری مسلمین از تعقل و خردگرایی و نفی فلسفه تاثیر زیادی گذاشت. وی علی رغم اینکه ماهیت فلسفه را دچار مشکل نمی‌دانست، اما پرداخت به آن را مایهٔ ضعف ایمان مسلمانان دانست. کتاب مشهور تهافت الفلاسفه که شاید مهمترین نقد و رد آرای ارسطویی مشربان در تاریخ فلسفه باشد را غزالی به شیوه‌ای فلسفی و نقادانه نگاشت. اسلوب و شیوه منطقی ای که غزالی در نگارش آن کتاب بکار برد امروز فلسفه نقادی نامیده می‌شود. ایرادهایی که غزالی بر مشائیان وارد نموده‌است ذاتاً فلسفی هستند و بعدها در فلسفه مغرب زمین همگی از سوی فیلسوفان بزرگی چون دکارت، هیوم و کانت به شرح و تفصیل بسیار طرح شده‌اند. نفی علیت، اعتباری بودن اخلاق، حمله به استقراء، عدم اعتماد به یافته‌های حسی، حجیت عقل و... که غزالی در این کتاب آنها را به شیوه‌ای منطقی و عقلی طرح نموده، همگی مسائلی فلسفی محسوب می‌شوند که در قرون جدید خود مایه وانگیزه پدیدآمدن مکتبهای جدید فلسفی شده‌اند. تألیفات محمد غزالی [ویرایش] در میان متفکران اسلامی، هیچ یک به اندازه ابی حامد محمد الغزالی تألیف و تصنیف نکرده‌است. گویند تألیف‌هایش را شمار کردند و بر روزهای عمرش تقسیم نمودند، هر روز چهار جزوه شد و تردیدی در آن نیست که بسیاری از این آثار که اسامی بیشتر آنها در تاریخ نهضتهای فکری اسلامی از رودکی تا سهروردی آمده‌است، منسوب به اوست. می‌گویند تعداد کتابهایی که در طول زمان به وی نسبت داده‌اند شش برابر رقمی است که خود وی دو سال پیش از مرگش در نامه‌ای به سنجر یاد آور شده‌است: «بدان که این داعی در علوم دینی هفتاد کتاب کرد...» و همین موضوع کار پژوهش را بر اهل تحقیق تا حدی دشوار نموده‌است. از جمله خاورشناسان و دانشمندانی که در مورد تالیفات غزالی تحقیق کرده‌اند می‌توان گشه، مک دونالد، گلدزیهر، لویی ماسینیون، اسین پلاسیسوس، مونتگمری وات، موریس بوژیر، میشل آلار، و عبدالرحمن بدوی را نام برد. خصوصاً دکتر عبدالرحمن بدوی دانشمند مصری، با یاری گرفتن از مجموعه تالیفات خاورشناسان قبل از خود، کتاب نفیس مؤلفات الغزالی را به نگارش در آورده که در سال ۱۹۶۰ چاپ شده‌است. در این کتاب از ۴۵۷ کتاب اصلی و منسوب یاد شده به مؤلف، ۷۲ تای آنها را بی تردید متعلق به غزالی دانسته و در صحت بقیه تردید نموده‌است. این ۷۲ کتاب یا رساله را بدوی به ترتیب تاریخی در پنج مرحله تنظیم نموده که به شرح زیر می‌باشد: الف- آثار سالهای دانش اندوزی غزالی، از سال ۴۶۵ تا ۴۸۷ هجری: التعلیقه فی فروع المذهب المنخول فی الاصول ب-آثار نخستین دوران درس و بحث البسیط فی الفروع الوسیط الوجیز خلاصةالمختصر و نقاوةالمعتصر المنتحل فی علم الجدل مآخذ الخلاف لباب النظر تحصیل المآخذ فی علم الخلاف المبادی و الغایات شفاء الغلیل فی القیاس و التعلیل فتاوی الغزالی فتوی (فی شأن یزید) غایةالغور فی درایةالدور مقاصد الفلاسفه در (فلسفه) تهافت الفلاسفه در (کلام) معیار العلم فی فن المنطق در (منطق) معیار العقول محک النظر فی المنطق در (منطق) میزان العمل در (منطق) المستظهری فی الرد علی الباطنیه در (کلام) حجةالحق در (کلام) قواصد الباطنیه الاقتصاد فی الاعتقاد در (کلام) قوائد العقائد در (کلام) الرسالةالقدسیة فی قواعد العقلیة در (کلام) المعارف العقلیة و لباب الحکمةالاهیة ج- آثار دوران خلوت نشینی و مردم گریزی غزالی از سال ۴۸۸ تا ۴۹۹ هجری احیاء علوم الدین در (تصوف) کتاب فی مسأله کل مجتهد مصیب جواب الغزالی عن دعوة مؤید المک له جواب مفصل الخلاف جواب المسائل الربع التی سألها الباطنیه بهمدان من ابی حامد الغزالی المقصد الأسنی فی شرح الأسماءالحسنی رسالة فی رجوع اسماءالله الی ذات واحدة علی رأی المعتزله و الفلاسفه بدایةالهدایة در (اخلاق) کتاب الوجیز فی الفقه جواهر القرآن کتاب الاربعین فی اصول الدین در (اخلاق). کتاب المضنون به علی غیر اهله المضنون به علی اهله کتاب الدرج المرقوم بالجداول القسطاس المستقیم فیصل التفرقة بین الاسلام و الزندقة القانون الکلی فی التأویل کیمیای سعادت در (تصوف) به فارسی. ایها الولد اسرار معاملات الدین زاد آخرت به فارسی رسالة الی ابی الفتح احمدبن سلامة الرسالةاللدینیه رسالة الی بعض اهل عصره مشکاةالانوار در (تصوف). تفسیر یاقوت التأویل الکشف و التبیین تلبیس ابلیس د- بازگشت به سوی مردم و دومین دوران درس و بحث از سال ۴۹۹ تا ۵۰۳ هجری المنقذ من الضلال کتاب فی السحر.الخواص الکیمیاء غور الدور فی المسألة السریجیة تهذیب الاصول کتاب حقیقة القولین کتاب اساس القیاس کتاب حقیقة القرآن المستصفی من علم الاصول در (فقه) الاملاء علی مشکل الاحیاء ه- آخرین سالهای زندگی ۵۰۳ تا ۵۰۵ هجری الاستدراج الدرةالفاخره فی کشف العلوم الآخرة سر العالمین و کشف ما فی الدارین نصیحت الملوک در (تصوف) به فارسی جواب مسائل سئل عنها فی نصوص اشکلت علی المسائل رسالة الاقطاب منهاج العابدین در (تصوف) الجام العوام من علم الکلام در (تصوف) سایر کتابها، که یا در صحت انتساب آن تردید وجود دارد و یا با نامهایی متفاوت از کتب فوق خوانده شده‌است. ·           معراج السالکین در (تصوف). الادب فی الدین القواعد العشره الرسالةالوعظیه رسالةالطیر روضةالطالبین در (تصوف) عجائب المخلوقات و اسرارالکائنات. این کتاب به «الحکمة فی مخلوقات الله» نیز معروف است. منابع [ویرایش] الغزالی، ابی حامد، محمد بن محمد الطوسی. (احیاء علوم الدین) جلد یکم، دار المعرفة للطباعة والنشر، بیروت چاپ سال ۱۹۴۵ میلادی به (عربی). دکتر:القبانی، الشیخ محمد، رشید، (مکاشفة القلوب، المقرب الی حضرة علام الغیوب) دار احیار العلوم: بیرت، چاب دهم، انتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی). الأنصاری، محمد، ابن منظور، (لسان العرب) ، جلد هیجدهم، دار احیار التراث العربی للنشر: بیرت، چاب سوم، انتشار سال ۱۹۸۸۷ میلادی به (عربی). خدیو جم، حسین. مقدمه کتاب کیمیای سعادت، نوشته امام محمد غزالی طوسی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دهم، ۱۳۸۲. دکتر: زرین کوب، عبدالحسین. «فرار از مدرسه»درباره زندگی و اندیشه امام محمد غزالی، انتشارات امیرکبیر، چاپ سال ۱۳۸۵. دکتر: سروش، عبدالکریم. «قصه ارباب معرفت». انتشارات صراط، چاپ ۱۳۷۵ همنشین بهار: محمد غزالی و المنقذ من الضلال (شک و شناخت) میان محمد شریف، نصرالله پورجوادی، «تاریخ فلسفه در اسلام». پیوند به بیرون [ویرایش] تارگاه غزالی         امام محمد غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی دانشمندان بزرگ قرن‏های ششم و هفتم حکومت سلجوقیان و رکود فعالیت‏های علمی پس از قرن پنجم هجری، آثار ضعف و سستی در فعالیت‏های علمی مسلمانان ظاهر شد. گرچه از این به بعد هم چهره‏های سرشناس علمی و فلسفی در جهان اسلام دیده شدند، لیکن مشخص بود که آنها دست پروردگان مکتب‏های گذشته هستند و دیگر جامعه کمتر می‏تواند از آن عالمان بزرگ پرورش دهد. یکی از عوامل رکود فعالیت‏های علمی در جهان اسلام حکومت سلجوقیان (590- 429هـ. ق) بود. سلجوقیان هنگامی که سلسله‏ای آل بویه (427- 320هـ. ق) را شکست دادند و برانداختند، آزادی اندیشه و بیان آزاد عقیده را از میان برداشتند و دوره‏ی انحطاط علمی آغاز شد. توجه داریم که علم در زمان و مکان رشد می‏یابد که آزادی اندیشه و بیان در آن وجود داشته باشد و صاحبان اندیشه، از مسائل و مشکلات عادی و روزانه، به ویژه معیشت خود در امان باشند. ابوجعفر محمد بن حسن، معروف به خواجه نصیرالدین طوسی، منجم، ریاضی‏دان، حکیم و سیاستمدار بزرگ ایرانی در توس به دنیا آمد. دیگر از عوامل موثر در رکود فعالیت‏های علمی، شخصیت نافذ و قدرتمند خواجه نظام‏الملک، وزیر آلب ارسلان، سلطان سلجوقی بود. خواجه نظام الملک در دستگاه سلطان محمود غزنوی رشد یافت و پیرو و معتقد به اندیشه‏های او شد. پس از آن که ترکان سلجوقی حکومت را در دست گرفتند، نظام‏الملک به دربار آنان راه یافت و در آنجا، در زمان سلطان سنجر و پسرش ملکشاه سلجوقی، به مقام وزارت رسید. او توانست مدارس نظامیه را بر پا کند. در زمان خواجه نظام‏الملک، نظامیه‏هایی در بغداد، اصفهان، ری، نیشابور و بسیاری از دیگر شهرهای مهم آن زمان ساخته شدند و به کار افتادند. اما نظامیه‏ها فقط می‏توانستند فقه شافعی را تدرسی کنند و به این ترتیب، آزادی بحث و فعالیت‏ علمی از بین رفت و جامعه‏ی علمی اسلامی که پیش از آن در اوج شکوفایی بود، به رکود کشیده شد. امام محمد غزالی یکی از شاگردان مشهور نظامیه‏ی نیشابور، امام محمد غزالی طوسی (فوت در 505 هـ. ق) بود که پس از پایان تحصیلات خود، برای تدریس در نظامیه‏ی بغداد به کار دعوت شد.             خواجه نصیرالدین طوسی (673- 598 هـ.ق) ابوجعفر محمد بن حسن، معروف به خواجه نصیرالدین طوسی، منجم، ریاضی‏دان، حکیم و سیاستمدار بزرگ ایرانی در توس به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی خود را نزد پدر و عمویش گذراند و در نیشابور ادامه داد و در علم نجوم صاحب‏نظر شد و شهرت یافت. حمله‏ی بزرگ مغولان، هم‏زمان با دوره‏ی جوانی او روی داد و وی شاهد قتل وغارت مردم کشورش بود. پس به ناچار به یکی از قلعه‏های ناصرالدین محتشم، فرمانروای اسماعیلی پناه برد و در آنجا فرصت یافت ک به تالیف بپردازد و کتاب‏هایی در منطق، فلسفه، ریاضی و اخلاق نوشت که مشهورترین آنها «اخلاق ناصری» است. پس از آنکه هولاکوخان مغول، قلعه‏های اسماعیلی را تصرف کرد و به حکوت آنها پایان داد، خواجه نصیرالدین را نیز به خدمت گرفت و از او خواست که رصدخانه‏ی بزرگی در مراغه برپا کند. همکاری خواجه نصیر با هولاکوخان سبب جلوگیری از کشتار و خرابی او در ایران و عامل حمله به بغداد شد. ابوجعفر محمد بن حسن، معروف به خواجه نصیرالدین طوسی، منجم، ریاضی‏دان، حکیم و سیاستمدار بزرگ ایرانی در توس به دنیا آمد.  خواجه نصیر پس از آنکه بغداد فتح شد، به ساختن رصد خانه و دعوت از ریاضی دانان و منجمین پرداخت. در نتیجه، رضدخانه‏ی مراغه به یکی از مراکز مهم علمی و پژوهشی تبدیل شد که در آن به تنظیم مجموعه جدول‏های نجومی معروف به «زیج ایلخانی» دست زدند. این زیج، از رنج‏های مشهور نجومی است. خواجه نصیرالدین طوسی در فقه، اصول، حکمت، کلام، منطق، ریاضی، نجوم و اخلاق تخصص داشت و در هر یک از این موضوع‏ها به تالیف و ترجمه پرداخته است. او به زبان‏های فارسی و عربی می‏نوشت و رساله‏ای هم به زبان ترکی به او نسبت داده می‏شود. کتاب «احوال و آثار خواجه» نوشته‏ی استاد محمد تقی مدرس رضوی، تعداد 183 تالیف او را معرفی کرده است. برخی از تالیفات او عبارت‏اند از: تحریر اصول اقلیدس، تحریر مجسطی، جوامع الحساب، اساس الاقتباس، اخلاق ناصری و تنسوخ‏نامه‏ی ایلخانی، تنسوخ‏نامه‏ی ایلخانی کتابی است به زبان فارسی که خواجه بنا به دستور هولاکوخان درباره‏ی کانی‏ها نوشته‏ است. رکود علمی که جامعه‏ی اسلامی را پس از قرن ششم در برگرفت، حدود هفت قرن ادامه یافت؛ به‏طوری‏که در این مدت، کمتر ریاضی‏دان، منجم و طبیعی‏دانی پرورش یافت که هم‏سنگ بزرگان علم در قرن‏های چهارم و پنجم باشد و یا آنکه بتواند با دانشمندان جهان غرب برابری کند. هم‏زمان با رکود علمی در جهان اسلام، ترجمه‏ی کتاب‏ها و انتقال دانش و فن به سوی غرب آغاز شد و توانست پایه‏هایی برای پیشرفت علمی در اروپا شود. عاملی که تجدید حیات علمی و ادبی (رنسانس) را در اروپا به وجود آورد، ترجمه‏ی حدود 2000 جلد کتاب به زبان لاتینی و زبان‏های اروپایی بود. هم‏زمان با ترجمه‏ی این کتاب‏ها، بسیاری از پیشروان غرب در مدارس و محافل علمی مسلمانان نفوذ کردند. آنها اندیشه‏های علمی را گرفتند و با خود به غرب بردند و اساس کار و پیشرفت خود قرار دادند.   اسفندیار معتمدی تنظیم:خرازی ******************* مطالب مرتبط اهلی شیرازی چهره?ی ماندگار در رشته?ی ادبیات استاد توصیف?های ادبی(2) استاد توصیف?های ادبی(1) میزان الحکمه و حکیم خازنی ستاره? درخشان علم در قرن پنجم