خواب واژه ها
خواب واژه ها
با قلم،با قصه، با كاغذ كه پيمان مي كنم .
خواب چندين واژه را هر شب پريشان مي كنم .
شعر هايي مي نويسم ، بي تعارف در سكوت
عشق را بر سفره ي احساس مهمان مي كنم
روبرويش مي نشينم ، با دلِ مملو ز شعر
از غزل ، از مثنوي ، از عشق پرسان مي كنم
چشم هايش را كه مي بينم خجالت مي كشم
اضطرابم را درون سينه پنهان مي كنم
وقتي مي فهمم غمش را ، روبروي آسمان
ابر مي گردم – به خود پيچيده – باران مي كنم
با قلم،با قصه، با كاغذ كه پيمان مي كنم .
خواب چندين واژه را هر شب پريشان مي كنم .
شعر هايي مي نويسم ، بي تعارف در سكوت
عشق را بر سفره ي احساس مهمان مي كنم
روبرويش مي نشينم ، با دلِ مملو ز شعر
از غزل ، از مثنوي ، از عشق پرسان مي كنم
چشم هايش را كه مي بينم خجالت مي كشم
اضطرابم را درون سينه پنهان مي كنم
وقتي مي فهمم غمش را ، روبروي آسمان
ابر مي گردم – به خود پيچيده – باران مي كنم
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10:50 توسط وحیدالله یوسفزی
|